![]() |
![]() |
|
| بيا تاگل برافشانيم |
|
هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمی انداخت؛ چه شب هایی طلوعت را به جانم منتظر بودم ...
با من تماس بگیرید
09360650648
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:45 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
09360650648 پیامک بزنید |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم دی 1390ساعت 10:28 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
اعدام قاتل داداشی فردا چهارشنب ایسنا:روابط عمومی دادگستری استان البرز اعلام کرد که
پس از صدور رای دادگاه کیفری استان البرز مبنی بر قصاص عامل قتل روحالله
داداشی، این حکم روز چهارشنبه هفتهی جاری اجرا خواهد شد.
بر اساس این گزارش در اطلاعیه دادگستری البرز آمده
است: «بسم الله
القاصم الجبارین وَلَکُم فِی القِصاصِ حَیاه ٌیا أولِی الألبابِ لَعَلَّکُم
تَتَّقُونَ (بقره ـ ۱۷۹). به موجب حکم شعبه ی اوّل دادگاه کیفری استان
البرز و تأیید و ابرام حکم صادره در شعبه ی یازدهم دیوانعالی کشور و پس از
تنفیذ حکم صادره از سوی رییس قوهی قضاییه در سحرگاه روز چهارشنبه ۳۰
شهریور نسبت به اجرای حکم قصاص قاتل مرحوم روح الله داداشی در ملاء عام
اقدام خواهد شد».
ماموران کلانتری ۳۹ گلشهر در ساعت ۱۱:۴۵ شنبه شب ۲۵
تیرماه از طریق تماس
مردمی در جریان وقوع یک درگیری در تقاطع خیابان گلزار کرج قرار گرفتند.
ماموران کلانتری پس از دریافت این خبر در محل حادثه حضور یافته و دریافتند
سرنشینان دو دستگاه خودرو سواری با یکدیگر درگیر شده که یکی از آنها در این
حادثه به علت ضربات وارده در ناحیه گردن و سینه مجروح و به بیمارستان شهید
مدنی کرج منتقل شده است.
ماموران برای کسب اطلاعات بیشتر راهی بیمارستان شهید
مدنی شده و درآنجا
دریافتند که مضروب یکی از قویترین مردان ایران به نام «روحالله داداشی»
بود که به علت شدت جراحات جان خود را از دست داده بود.
با توجه به اظهارات شاهدان حادثه و انجام تحقیقات هویت
و مخفیگاه سه
سرنشین خودروی پراید شناسایی و در دو عملیات جداگانه هر سه متهم دستگیر
شدند.
پس از دستگیری، متهم اصلی که کمتر از ۱۸ سال سن دارد،
به قتل اعتراف کرد
و سپس در دادگاه کیفری استان البرز به قصاص محکوم شد که این رای روز
چهارشنبه در ملاءعام به مرحله اجرا درخواهد آمد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 19:22 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
استادی گفت: خیلی ها برای بازی در مختارنامه تست گریم شدند. به گزارش البرز نیوز، هر چند اطلاع زیادی از این قضیه ندارم اما مرحوم داداشی هم طبیعتا قرار بوده نقش مرد قوی هیكلی را بازی كند.از این نقش ها در مختارنامه زیاد بود كه یكی از آنها را هم آیدین خطایی بدیگر قهرمان مردان آهنین بازی كرد. اما مجله رونا ماجرا را اینطور شرح داده: او قرار بود یكی از اهالی كوفه باشد كه به مسلم ابن عقیل خیانت می كند. البته ما هیچ وقت او را در سریال ندیدیم چون صحنه های مربوط به او كار نشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 17:4 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
مگذار كه عشق ، به
عادتِ دوست
داشتن تبديل شود ! متني از كتاب "يك عاشقانه آرام" اثر نادر ابراهيمي delam gerefte az baziha |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 22:6 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
A girl is the most
beautiful part of Gods creation. She is that creature of God who no one can compete. Respect every girl/lady in your life. You will never know what she has sacrificed for you. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 22:47 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
پشه
نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم
میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم
پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با
کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که
امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 22:14 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
توصیه طلایی برای متولدین هرماه
فروردین ماه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 22:15 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
دستان بهشتي در روزگاري دور حدود قرن پانزدهم ميلادي، در روستايي نزديك نورنبرگ آلمان يك خانواده پر جمعيت 10 نفره زندگي مي كردند. شغل پدر خانواده كفاف زندگي آنها را نمي داد براي همين او شبانه روزي كار مي كرد تا همسر و فرزندانش احساس كمبود نكنند. در بين فرزندان آنها دو پسر دوقلو بودند به نامهاي آلبرت و آبريش. آنها علايق يكساني هم داشتند و دوست داشتند در آينده نقاش يا مجسمه ساز شوند. آنها آكادمي هنر سوئد را براي تحصيل خود انتخاب كرده بودند. سالها گذشت و آنها به سن دانشگاه رسيدند. اما پدر قادر به پرداخت هزينه تحصيل هردوي آنها بطور همزمان نبود. براي همين قرار شد كه قرعه كشي كنند و نفر برنده به سوئد رود و نفر بازنده با كار در معدن كمك خرج تحصيل برادرش باشد. قرعه به نام آبريش افتاد و او به سوئد رفت وبه تحصيل در رشته نقاشي پرداخت. آلبرت هم در معدن كار مي كرد. 4 سال گذشت و حالا آبريش يك نقاش معروف شده بود. او با خوشحالي به خانه بازگشت و از آلبرت خواست تا به سوئد برود. اما دستهاي آلبرت در اثر كار در معدن خراب و ضخيم شده و انگشتانش از حالت طبيعي خارج شده بودند. او گفت: من ديگر با اين دستها قادر به نقاشي نيستم اما دستهاي تو دستهاي من هم هست. مهم اين است تو به آرزويت رسيدي. آبريش اشك ريخت و برادرش را در آغوش گرفت. برادري كه آينده اش را فدايش كرده بود. سالها گذشت و نام آبريش دورر بعنوان بهترين نقاش رنسانس در همه دنيا پخش شد. اما ازميان همه آثارش يك نقاشي بسيار زيبا وجود دارد كه آن را از روي دستهاي برادرش آلبرت كشيده و به او هديه كرده است. يك شاهكار هنري معروف به نام "دستان بهشتي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 22:38 توسط تنها ولی عاشق |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 دی 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 |
|
RSS
|